روشهای تحقیق کیفی ,طرح و استراتژی تحقیق

تحقيقات کيفي با هدف تغيير در ساختار اجتماعي برآنند تا مسائل و موضوعات را از زاويه اي جديد مورد بررسي قرار دهند .تحقيق هاي کيفي با همه گستردگي و ريشه هاي ذهني متعدد  داراي رويه هايي شناخته شده است که اهم آن عبارتست از : رفتار شناسي مردم ؛در اين روش انواع رفتار انسانها ،(از طريق مشاهده يا ضبط وفيلم )شناسائي و درک مي شود .روش دوم روان شناسي بوم شناسي است که رابطه متقابل انسان و محيط در شکل دادن به رفتار مورد توجه قرار مي گيرد و بويژه محيط (بعنوان عامل ايجاد يا مانع رفتار )از اهميت بالايي برخوردار است . سومين روش را مردم نگاري کل گرا (قوم نگاري )مي نامند که هدف شناخت فرهنگ انساني است و مشاهده مشارکتي مهمترين منبع جمع آوري داده ها است .

انسان شناسي شناختي روش ديگري است که ديدگاههاي کساني که در تحقيق مشارکت دارند را از طريق مصاحبه عميق و آزاد ،جمع آوري مي کنند.مردم نگاري ارتباطي روش ديگر ي است که بر پايه زبان شناسي است و روابط متقابل گفتاري و غير گفتاري با استفاده از روش مشاهده مشارکتي مورد بررسي قرار مي گيرد.روش بعدي تعامل گرايي نمادين است و در اين روش بر معنا و يا مفهومي که در سازمانهاي اجتماعي وجوددارد تاکيد مي شود.البته روش هاي کيفي ديگر همچون ارزيابي دموکراتيک ،مردم نگاري انتقادي و تحقيق در باره زنان نيز  از گونه هاي جديد تر روش تحقيق است .

پژوهشگران در تحقيقات کيفي با سه چالش عمده روبرو هستند ؛1)ارائه يک چارچوب نظري براي تحقيقي که عميق ،خلاصه و دقيق باشد .2)برنامه ريزي طرحي که سيستماتيک و قابل اجرا و درعين حال انعطاف پذير باشد و 3) يکپارچه کردن اسناد ذي ربط به گونه اي که بتوان صاحبنظران و دست اندر کاران را متقاعد ساخت .

تهيه و تدوين طرح تحقيق را شايد بتوان مهمترين قدم در تحقيق دانست که عبارت است از فرايند ارائه دليل براي تأييد کار تحقيق ،در واقع استدلالي است که بر اساس اسناد موضوع تحقيق به اثبات مي رسد و اينکه پژوهشگر داراي توانايي در هدايت تحقيق است.طرح تحقيق را مي توان در دو چيز خلاصه نمود يک ارائه چارچوب نظري و دو روش يا ابزار تحقيق .

شکل طرح هاي تحقيق متفاوت است ليکن معمولا شامل بخشهاي ؛1)مقدمه ،که مروري بر موضوع تحقيق ،بيان مسئله و اهميت آن ،پرسش تحقيق و محدوديت هاي تحقيق است .

2)مروري بر ادبيات مربوطه ، شامل تعيين حوزه فکري غالب ،شناسائي فرضيات و انتقاد از تحقيق هاي پيشين به لحاظ جنبه هايي که مورد بررسي قرار نگرفته است . 3) روشهاي تحقيق ،که مربوط به نمونه گيري ،شيوۀ تجزيه و تحليل داده ها و شيوه گزارش تحقيق است .

اين بخشها در همه تحقيق ها ديده مي شود ،با يکديگر روابط متقابل دارند و يکي بر پايه ديگري است .

قدم بعدي در تحقيق کيفي تعيين استراتژي تحقيق است .استراتژي چيزي جز نقشه راه ها در تحقيق نيست طرحي جامع است که بر اساس آن پديده مورد نظر به صورت منظم و سيستماتيک مورد بررسي قرار مي گيرد و بازتابي است از يک سلسله تصميمات عمده که پژوهشگر مي گيرد و بر آن اساس براي پاسخگويي به پرسش هاي مطرح شده در بخش نظري تحقيق بهترين راه را انتخاب مي کند .نمونه هايي از استراتژي تحقيق عبارتند از :تحقيق موردي ،تاريخچه زندگي ،تحقيق با مصاحبه جامع و تحقيق ميداني .

در اين بخش از طرح تحقيق نه تنها دلايلي قوي و محکم در تأييد روش کيفي ارائه ميشود بلکه پژوهشگر اين حق را براي خود نگه مي دارد که با پيشرفت کارها بتواند جنبه هايي از طرح تحقيق را تغيير دهد و درصورت لزوم اصلاح کند .

تحقيق کيفي چيستي ،چرايي ،ويژگيها و انواع

امروزه بدليل متکثر شدن زيست جهان ها و تغييرات سريع اجتماعي ،محققان  با ديدگاه هاي جديدي مواجه ساخته ،به گونه اي که ديگر روش شناسي هاي قياسي و استخراج سئوال ها و فرضيات تحقيق از الگوهاي نظري و آزمون آنها (شيوه کمي )ديگر امکان پذير نمي باشد،لذا استفاده از استراتژي استقرايي نقطه شروعي براي تحقيق هاي کيفي است .  

تعلق پاردايمي محقق و سنت فلسفي وي جهت دهنده به تحقيق است .پارادايم پژوهش روش ها ، تکنيک هاي مناسب جهت جمع آوري و تجزيه و تحليل داده ها را فراهم مي آورد .تحقييق کيفي بر معنا در زمينه اجتماعي تمرکز مي کند و مشاهده و مصاحبه از متداول ترين تکنيک ها در اين روش است .

سه گرايش ( پارادايمي )عمده در انجام تحقيقات وجود دارد؛پوزيتويستي ،تفسيري و انتقادي . گرايشات پيروي و تبعيت از اصول را مشخص مي کنند.

در شکل پوزيتويستي از تحقيق ،ابژه ها همچون پديده ها يا جهت حفظ وضع موجود مطالعه مي شوند .شناخت از طريق علمي و تجربي بدست مي آيد ،تحقيق عيني و قابل سنجش است .واقعيت نيزدر اين ديدگاه پايدار ، قابل مشاهده و قابل اندازه گيري است.

در نوع تفسيري تحقيق يک فرايند و يک تجربه زنده است .درک ومعناي تجربه به منزله دانش و دست آورد تحقيق بدست مي آيد ، فرضيه يا تئوري مولد نيز از استقراء بدست مي آيد (به جاي قياس )،مصاحبه و واقعيت هاي چند گانه از نظر اجتماعي بوسيله افراد ساخته شده اند.

در سومين گرايش ،تحقيق انتقادي  آموزش وپرورش بصورت يک نهاد اجتماعي عمدي براي بازتوليد اجتماعي و فرهنگي در نظر گرفته مي شود .هدف ايدئولوژي انتقادي از قدرت است و مشارکت بخش  مهم تحقيق است .

تحقيق کمي تفاوت هايي با تحقيقات کيفي دارد که اهم آن عبارتند از ؛در نوع کيفي هدف فهم ،توصيف و کشف معني است در حاليکه در تحقيق هاي کمي هدف پيش بيني ،کنترل ،توصيف و تأييد است و فرضيه ها مورد آزمون قرار مي گيرند.در تحقيق کيفي نمونه ها کوچک است و تصادفي نيست درحاليکه در تحقيق هاي کمي نمونه ها تصادفي بزرگ است . در نوع کيفي داده ها از طريق محقق بوسيله مصاحبه و مشاهده و اسناد بدست مي آيد درحاليکه در تحقيق کمي داده ها از طريق مقياس بندي ،پيمايش وآزمون بدست مي آيد.شکل تحليل داده ها در روش کيفي استقرا و توسط محقق اما در نوع کيفي قياس و توسط متدهاي آماري است .

تحقيق کيفي داراي يکسري ويژگي هاي خاص است که عبارتند از : تناسب  نظريه  ها و روش ها ،تاثير متقابل محقق و تحقيق ،ديدگاه هاي شرکت کنندگان در تحقيق کيفي و تنوع آنها و تنوع رويکردها و روش ها در تحقيق کيفي .

تحقيق کيفي داراي يکسري انواع است که اهم آن عبارت است از؛مطالعات قوم نگاري ( يکسري از تکنيک هاي اتنوگرافي در خصوص گروه ها ي اجتماعي )،پديدار شناسي (در پرانتز گذاشتن تجربيات محقق و مردمان گذشته )و مطالعات موردي (فهم عمقي از شرايط).